پوزخنده ات را زیر سیبلت پنهان مکن !
چشمهایت را چرا کردی همچون وزغ !
چون تو دیدی یک انتقاد از شخص من ؟
حرفهای شیرینت را کمی قورت بده !
آه عزیزم جان گرفتی ، خدا قوت بده !
حال تند تند اسمم را ذکر مده !
بر فکر ابکشت اینقد اب مده !
گر آب شود ، یخ قندیل مدتی !
آنگاه طرز فکرت شود خنده در مسلکی !
کوزه ها را بر سر من گر شکست گوزه گر ؟
علت را جویا شدم آخر چرا ای کوزه گر ؟
گفت صدبار به تو ایراد کردم !
که نگیرد انتقادت را انسان خر !
گفتم این انسان خر کیست برزو ؟
گفتا همان دختی که داد نظر امروز !
گفتم همین امروز بود استاد من !
گفت ای پسر ای خوب من ای جان من
دل و گوشت را بسپار به من
تا بگویم صفت انسان خر
آه که بمیرد دختری
گر بگویم اشتباه نقل قولی
تند تند پا زد چرخ مسگری
بشنیدم صدای بم کوزه گری
گفتا گر بچرخی در عالمی
تو نبینی همچون خودی در حاتمی
انگشت ها را برهم زدم
مو ها را کمی درهم زدم
گفتم افکارم را معطوف کنم
شاید خر ها را امروز معلوم کنم
گفت نعمت ندانند نعمتی
همچون تو و کوزه ی کوزگری
کفر گویندت که تو وحشی گری
ندانستند که تو خشت کوزهای ابتری
پس بدان گر نکردن شکر نعمتی از نعمتی
هست کودک درونشان کره ای یا نره خری
رشته افکار بگیرم از خاطره ها
تا که اوضاع دم نگیرد در اجماع ما
حال که امروز مهمانمی
هر چند روی اعصاب منی
نقد کن شعر مرا
حرفهای تلخ و اندکی حرفهای مرا
تو خود آشفته ای از درون ،
اتش نقدم زده از حلقت برون !
حق می دهم که نقد و ایراد گیری بر من
وقتی چیزی نداری بگو ارزشه نظر ندارم من !
ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1390 ساعت: 20:28
گلویی تازه کرد قلمم با اشک هر شبم
دوباره باز زین کرد نفسم چرندیات هر شبم
دوباره باز آمدم میان امتی دگر
که باز بکوبد بر سرم کوزه ها را کوزه گر
ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1390 ساعت: 21:18